اوضاع و شرايط كنوني منطقه و كاهش 100 دلاري قيمت نفت در هر بشكه موجب گرديده است كه در سال جاري كشورمان به لحاظ اوضاع اقتصادي از شرايط ويژهاي برخوردار شود. شرايط سخت اقتصادي پيش روي ميتواند زنگ خطري براي استفاده صحيح و مطلوب از منابع در دسترس و تاملي جهت چارهانديشي براي آينده را در اذهان بوجود آورد.
رهبر عزيز انقلاب نيز در پيام دلنشين نوروزيشان با نامگذاري امسال به نام «اصلاح الگوي مصرف» بر اهميت اين موضوع و توجه جدي و همه جانبه به اين مساله اذعان داشتند، چرا كه اگر بتوان الگوي مصرف عموم جامعه را به سمتي هدايت كرد كه فرهنگسازي هدفمندي در راستاي جلوگيري از اسرافگرايي و ارائه راهكارهاي استفاده بهينه از امكانات و بهرهبرداري متعهدانه از آن فراهم آيد يقيناً كشورمان خواهد توانست از اين برهه حساس اقتصادي كه جهان را فرا گرفته است به صورتي سالم و پايدار عبور نمايد، در اين راستا نقش نهادها و ارگانهاي مختلف و دستاندركاراني منجمله مجلس محترم شوراي اسلامي بسيار حائز اهميت و كليدي است، نمايندگان مردم در خانه ملت خواهند توانست با تصويب قوانين و قانونگذاري مناسب و حساب شده الگوي مصرف كشور را تغيير دهند و به سمت الگوي توسعه اسلامي شبيه سازند، همچنين صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز باتوليد و پخش كليپها و فيلمهاي تبليغاتي در راستاي «اصلاح الگوي مصرف» با توجه به اينكه بعد از جنگ تحميلي تا حدودي تجملگرايي و مصرفگرايي رواج و شيوع پيدا كرد، ميتواند با فرهنگسازي و ارائه الگوهاي فرهنگي مناسب نقشي هدايتگر داشته باشد، همچنين توجه به اين نكته لازم است كه خود دولت به عنوان بزرگترين مصرف كننده، بايد با استفاده درست از منابع و ذخاير و خلق فرصتهاي جديد در كشور بتواند دهه چهارم انقلاب را كه به نام دهه عدالت و پيشرفت نامگذاري شده است، پشت سر گذاشته و با دستمايه پري وارد برنامه پنجم توسعه شود؛ همچنين در اين رابطه يكي از مراكز تاثيرگذاري كه ميتواند در اشاعه فرهنگي شعار امسال در عموم جامعه به نحوي مطلوب عمل نمايد، دانشگاهها و دانشجويان آن و از لحاظ دولتي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و آموزش و پرورش هستند؛ همچنين اخيراً كار گروهي به نام «اصلاح الگوي مصرف» از سوي وزارت علوم تشكيل شده است كه به تدوين پيشنويس اصلاح اين الگو مبادرت ورزيده است. تهيه طرح جامع چگونگي اصلاح وضع اقتصادي كشور در ابعاد مختلف خواهد توانست مقدمه رسيدن به اهداف سند چشمانداز را هموارتر و موجبات جلوگيري از موازي كاري در نهادهاي مختلف دانشگاهي و سرعتدهي به پيشرفتهاي علمي و فكري در بين دانشجويان را فراهم نمايد. ايجاد شرايط مناسب براي دسترسي آسان دانشجويان محرومتر به منابع دانشگاهي از جمله: كتابخانهها، فضاي اينترنتي، خوابگاهها و... كيفي شدن و نظارت دقيق در محورهاي مختلف آموزشي وپژوهشي، رواج فرهنگ الكترونيكي در تسريع امور دانشگاهي، توازن و عدالت محوري در تخصيص منابع به فعاليتهاي پژوهشي در دانشگاهها و قص عليهذا همگي از مواردي است كه دانشگاهها ميتوانند با برنامهريزي و ارائه الگوي صحيح مصرف و تهيه طرح جامع صرفهجويي اقتصادي به آن دست يابند.
به عنوان آخرين نكته، لازم است به آسيبشناسي روند اجرايي اين شعار نيز اشارهاي داشته باشيم؛ عدم درك مفهومي، جزئينگري و تفسير شخصي از توصيه حكيمانه رهبر انقلاب ميتواند بزرگترين آفت «اصلاح الگوي مصرف» شمرده شود، چرا كه بيشترين انتظار از تغيير رفتار در مصرف منابع استراتژيك كشور ميرود و نبايد به بهانه اين امر، از مسايل كلان غافل شد و خود را با موارد كوچك و جزيي به بهانه اصلاح الگوي مصرف سرگرم نمود. در پايان اميد آن است تا دانشجويان و فرهيختگان كشور عزيزمان بتوانند با فرهنگسازي و درك زمان و مقتضيات جامعه به بهترين راهكار مطلوب در مهار شرايط سخت اقتصادي و رسيدن به بهرهوري حداكثري دست يابند. انشاءالله
بازنگري درسير تحولات و اتفاقات تاريخي دورانهاي گذشته ايران و جهان ذهن هر انسان طالب حقيقت و آرمانخواهي را به خود معطوف خواهد داشت. بهرهمندي از خاصيت و ذات هر جنبش و جريان در گذشته به انسان يادآوري مينمايد كه درحال وزمان حاضر نيز جريانات مشخص و مبرهني وجود دارند كه داراي ذات و ريشه قديمي و ماندگاري هستند.
جنبش دانشجويي نيز از اين امر مستثني نبوده و با بازنگري تاريخچه اين جنبش در خواهيم يافت ضديت با استكبار، مقابله با فساد، ضديت با استبداد و اشرافيگري و مخالفت با گرايشهاي انحرافي در پرتو عدالتخواهي مستمر، همه و همه از جمله ويژگيهاي جنبش دانشجويي محسوب ميشوند. جان باختن سه دانشجوي دانشگاه تهران در تظاهرات ضدآمريكايي 16 آذر سال 1332، از نشانههاي جوهره ضداستكباري جنبش دانشجويي است كه باآغاز نهضت روحانيت در سال 1342 به اين حركت عظيم پيوست و دانشجو و دانشگاه دوشادوش روحانيت به يكي از بازوهاي اساسي نهضت روحانيت و يكي از عوامل پيروزي انقلاب اسلامي تبديل شدند.
لذا همانطور كه رهبر عزيز انقلاب اسلامي در بياناتشان در جمع هزاران نفر از دانشجويان پرشور دانشگاه علم و صنعت با تبيين ويژگيها و كاركردهاي جنبش دانشجويي، دانشگاه را محل جوشش و اوجگيري دائم دو جريان حياتي «علم و تحقيق» و «آرمانگرايي و آرمانخواهي» خواندند لازم است اعضاي تشكلهاي دانشجويي به عنوان بخشي از بدنه جنبش دانشجويي بر اساس خواست ذاتي خود و در راستاي اهداف اصيل جنبش دانشجويي ضمن اعتقاد به باور عميق و شعار «ما ميتوانيم» بتوانند پيشرفت توام با خودباوري و ارتقاء دانش علمي و فناوري رادنبال نموده و در ايجاد گفتمان و فضاي فكري «انقلابي – سياسي» در كشور موثر واقع شوند. همچنين با توجه به اينكه تشكلهاي دانشجويي و اعضاي آنها به قدرت نميانديشند بلكه در پي رسيدن به اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي هستند بهتر است بر اين تفاوت خود با احزاب دقت نظر بيشتري داشته باشند كه احزاب سياسي به منظور رسيدن به قدرت فعاليت ميكنند و ممكن است يكسري از احزاب سودجو دانشجو را جهت رسيدن به مطامع خود دستاويز قرار دهند؛ لذا آگاهيبخشي و روشنگري اذهان دانشجويان همسو با ارتقاء علمي و رشد نرمافزاري يكي ازكاركردهاي اصلي جنبش دانشجويي و مجموعه تشكلهاي آن محسوب ميگردد. عدالت محوري و جسارت همراه با تدبير به عنوان يكي ديگر از ويژگيهاي دانشجو در دانشگاهها خواهد توانست جلوي انحراف مسئولين و جهل ملت را گرفته و مسير انقلاب و آرمانهاي رهبر فقيد آن حضرت امام خميني(ره) را به صورتي صحيح هدايت نمايد، لذا در پايان با تكيه بر بيانات مقام معظم رهبري مبني بر اينكه هدف اصلي از روند حركت علمي كشور، تبديل ايران به مرجع علمي جهان است و اين آرزوي بزرگ به همت دانشمندان و دانشجويان اين سرزمين، محقق خواهد شد انشاءالله دانشجويان بتوانند با رعايت دقيق كاركردها و ويژگيهاي اصيل جنبش دانشجويي اين خواسته رهبر فرزانه انقلاب را جامه عمل بپوشانند.
بعد از كودتاي 28 مرداد سال 1332 رژيم استعمارگر آمريكا درصدد برآمد تا با فرستادن نماينده خود، اوضاع پس از كودتا را به نفع رژيم كودتا تثبيت كند و در شرايطي آرام مقاصد استثماري خود را دنبال نمايد، همچنين پس از گذشت زمان و طي دوران، مشخص شده است كه دولت انگليس نيز در اين كودتا نقشي موثر داشته است؛ قبلاً نقش انگليسيها در وقوع اين كودتا خيلي كمرنگ مطرح ميشد ليكن امروزه با توجه به اسنادي كه منتشر شده است، در اذهان عمومي نقش سازمان جاسوسي انگليس و آمريكا متفقالقول و با هم ارزيابي ميگردد؛ با اين وجودقشر تحصيلكرده ايران آن روز با هوشياري و زيركي هر چه تمامتر از نقشه شوم استكبار پرده برداشت و به گفته امام راحل عزيزمان كه فرمودند: «همه ميدانيم كه سرنوشت يك كشور و يك ملت و يك نظام بعد از تودههاي مردم در دست طبقه تحصيلكرده است و هدف بزرگ استعمارنو بدست گرفتن مراكز اين قشر است.»
تظاهرات دانشجويان دانشگاه تهران به عنوان اعتراض به ورود دنيس رايت، كاردار جديد سفارت انگليس در ايران، از روز 14 آذر 1332 نشان ازاين مدعاست؛ در واقع ميتوان يادآور شد حادثه روز 16 آذر تنها درآن روز خلاصه نميشود بلكه بعد از ورود دنيس رايت در 14 آذر شروع و دامنه آن تا حدود نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا ادامه مييابد. نيكسون آمده بود تا نتيجه سرمايهگذاري بيست و يك ميليون دلاري سازمان جاسوسي سيا را در سرنگوني دولت مصدق و برگرداندن رژيم منحوس پهلوي به اربابان خود گزارش دهد و زمينهسازي برنامههاي آينده را فراهم نمايد كه با اعتراض و تظاهرات دانشجويان آگاه آن زمان مواجه شد.
رهبر نهضت مقاومت دانشجويان قصد رساندن صداي اعتراض مردم را به گوش جهانيان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه ميخواست با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا، امتيازات مورد نظر خود را در محيط آرام بدست آورد، خنثي كند. اجراي اين برنامه به عهده كميته هماهنگي دانشگاه تهران واگذار شده بود. دانشجويان دانشكدههاي حقوق و علوم سياسي، علوم دندانپزشكي، فني، پزشكي، داروسازي، در دانشكدههاي خود تظاهرات پرشوري عليه رژيم كودتا برپا كردند. روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشيده و ماموران انتظامي در زد وخورد بادانشجويان شماري را مجروح و گروهي را دستگير و زنداني كردند.
صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژيم پهلوي براي اولين بار وارد صحن دانشگاه شد تا فرياد مخالفان را در گلو خفه كند. شهيد چمران در رابطه با وقايع آن روز ميگويد: «وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم ميبينم، صداي رگبار مسلسل در گوشم طنينمياندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم راميلرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك ميشنوم. دانشكده فني خونآلود را در آن روز و روزهاي بعد به رايالعين ميبينم...»
لذا دانشجويان هر ساله به ياد مقاومت تاريخي آن روز و شهادت سه تن از عزيزان به نامهاي: «شريعت رضوي، قندچي و بزرگنيا» ياد و خاطره اين ايثار را گرامي ميدارند و 16 آذر 32 به عنوان «سمبل مقاومت» درتاريخ دانشگاه تهران جاودانه خواهد ماند. در پايان بر نگارنده لازم آمد تا با آوردن بخشي از كلام امام(ره) و رهبر گرانقدرمان در مورد روز دانشجو بهره فوري وكامل را عايد و واصل خوانندگان محترم گرداند (انشاءالله)
اي جوانان عزيز! و اي دانشجويان و دانشمندان! و اي اميد امروز و فرداهاي امت و اسلام! امانت بزرگ استقلال و آزادي كه از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت وفداكاري ملت عظيمالشان ايران به دست آمده است، به شما عزيزان سپرده شده و مسئوليت بزرگي به عهده همه گذاشته است، همه ملت به خصوص دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند مسئول نگهباني از اين امانت بزرگ الهي ميباشند.
دانشگاه، نقطه اساسي هر جامعه و كشوري است. اگر دانشگاه اصلاح بشود، آينده آن جامعه اصلاح خواهد شد. اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساد است. اين فسادي كه در دانشگاه فرض ميكنيم، ممكن است فساد اخلاقي باشد، يا فساد علمي، فساد علمي معنايش اين است كه در دانشگاه نه معلم براي درس دادن و ياد دادن دلسوزي كند، نه متعلم و دانشجو براي ياد گرفتن دلسوزي كند. نتيجه، بيسواد بار آمدن،بد فهميدن و نفهميدن و عدم رشد استعدادهاست. فساد اخلاقي، معنايش اين است كه آن كه درس ميخواند يا نميخواند، از لحاظ اخلاقي، شرافت و شرف و غيرت و انگيره و ايمان لازم را در خود پرورش ندهد. اين هم نتيجهاش با شق اول يكي است؛ شايد هم گاهي بدتر. آن عالمي كه شريف نباشد، حميت و غيرت دفاع از كشور و ملت و آرمانها و ارزشهاي ملي و ديني خود را نداشته باشد، آن عالمي كه دشمن را بر خودي ترجيح بدهد و خود را در اختيار دشمن ملت قرار بدهد،آن عالم از هر جاهلي بدتر است؛ همان دزدي است كه با چراغ به دزدي ميرود و بيشتر صدمه ميزند. آيتالله خامنهاي .
پايان سال جاري، يكي از مهمترين وقايع كشورمان بوقوع خواهد پيوست. 24 اسفند 1386 در يادها و خاطرهها باقي خواهد ماند و در واقع نقطه عطفي در برگ عملكرد اصولگرايي و حاميان آنها خواهد بود. مجلس هفتم شوراي اسلامي و بررسي و نقد آن با مجلس ششم يكي از مواردي است كه در ابتداي شنيدن نام: «انتخابات» به اذهان متبادر ميگردد. انتخابات هشتمين دوره از مجلس شوراي اسلامي در نظام مقدس و انقلابي ايران عزيز، به راستي نشاندهنده عظمت، پايداري، استقامت و... مردم و آحاد ملت آن است كه با تحمل سختيها و دشمنيهاي دشمنان داخلي و خارجي تا كنون ايستادگي و مقاومت نمودهاند. آري، در عظمت و حساسيت اين انتخابات هيچ جاي شكي نيست، لذا حضور حداكثري مردم و مشاركت در اين عرصه از ابعاد مختلف بينالمللي و جهاني از ديد دوربينهاي خبري و خبرساز رسانهاي بسيار حايز اهميت است، همچنين از سويي ديگر نقش اعضاء جنبش دانشجويي و فعالان عرصه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي نيز از اولويت بسزايي برخوردار است. جوانان احزاب و فعالين دانشجويي اصولگرا با توجه به ركود سياسي موجود در دانشگاهها كه يكي از علل بوجود آمدن آن را ميتوان عملكرد غلط و منفي برخي سياسيون در گذشته كه از دانشجو به عنوان ابزار و پيشبرنده اهداف گروهي و جناحي استفاده نمودند، جستجو كرد؛ لازم است اقدامات و فعاليتهايي را جهت آگاهي بخشي به دانشجويان و به تبع آن خانوادههاي آنها و ايفاي نقش در راهبرد توسعه سياسي در كشور ايفا نمايند كه موارد ذيل ميتواند راهگشاي اين عزيزان باشد:
جوانان احزاب و فعالان جنبش دانشجويي اصولگرا ميبايست به گونهاي اذهان دانشجويان را آگاه نمايند كه اشخاص بي برنامه جاي خود را به احزاب با برنامه در رقابت سياسي واگذار نمايند.
چرا كه اين احزاب مطرح و با برنامه هستند كه ميتوانند با تشكيلات و قدرت كاري و حساب شده خود، در پيشبرد اهداف متعالي نظام و مردم نقش بهتر و موثرتري را داشته و پاسخگوي عملكرد آينده در قبال تصميمات متخذه و اقدامات انجام شده باشند چرا كه افراد و شخصيتهاي فاقد تئوري و برنامه، نخواهند توانست آنگونه كه شايسته وبايسته است در اين مسير ايفاي نقش و خدمترساني داشته باشند و بعد از اتمام مدت مسئوليت نيز پاسخگويي آنها مدنظر عموم قرار نخواهد گرفت.
لازمه يك انتخابات سالم و شفاف، جلوگيري از بداخلاقي سياسي قبل از انتخابات توسط رقبا و جناحهاي سياسي است. چرا كه عدهاي با تخريب ديگري سعي در بالا بردن خود نزد افكار عمومي را دارند و به نوعي در صددند تا با ايجاد فضاي مسموم و غيررقابتي و ناسالم، به اهداف و مقاصد گروهي و جناحي خود دست يابند، لذا در اين زمينه هوشياري همه جوانان و دانشجويان بويژه در عرصه دانشگاهها بر همگان لازم و ضروري است تا با بينش و آگاهي كامل بتوانند در انتخاب افراد اصلح تصميمگيري نمايند.
فعالين دانشجويي اصولگرا و گروهها و تشكلهاي دانشجويي متعهد و مذهبي ميتوانند با برگزاري نشستها، مناظرهها و دعوت از كانديداها به نوعي فضاي دانشگاهها را از ركود سياسي موجود خارج نموده و به سمت پويايي بيشتر هدايت نمايند، همچنين اين زمان بهترين فرصت براي كانديداهايي است كه درصددند برنامه خود را براي چهار سال آينده تبيين و تبليغ نمايند.
- جوانان احزاب اصولگرا لازم است ويژگيها و معيارهاي مورد قبول اصولگرايي را مدنظر قرار دهند و بر اين اساس به تبليغ و فعاليت براي كانديداها بپردازند كه از جمله اين معيارها عبارتند از: بررسي صلاحيت فردي، كارآمدي، مقبوليت ميان خواص و عوام، تعهد، تخصص و...
- گفتمان خدمت و پيشرفت بويژه خدمت به محرومان و مستضعفين جامعه و تلاش در جهت تسهيل معيشتي مردم را به عنوان يكي از برنامههاي نامزدهاي اصولگرا مورد بازخواني، ارزيابي و بررسي قرار دهند و با آسيبشناسي اين گفتمان در ادامه راهكار به نامزدهاي اصولگرا موثر واقع شوند.
- با توجه به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، بر همه دانشجويان و علاقهمندان به حفظ كيان نظام اسلامي است تا با پرهيز از بروز دو دستگي و ايجاد تفرقه ميان بزرگان و سران اصولگرا و تبعيت از رهنمودهاي رهبر عزيز انقلاب اسلامي، در تبيين برنامههاي رسيدن به يك جامعه نمونه اسلامي كوشا بوده و سعي نمايند در همسويي با جبهه متحد اصولگرايان، عملكرد و فعاليتهايشان را تنظيم و تكميل نمايند.
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نقطه عطف بزرگي بود كه در رمز تحقق و شكلگيري آن نميتوان از سه عامل كليدي وحدت، دين و نقش روحانيت متعهد با رهبري قاطع بنيانگذار اين حركت عظيم غافل شد. توطئه و جريانات انحرافي پس از پيروزي انقلاب كه تا كنون بر سر راه انقلاب و مردم نمود يافتهاند، نوعا برخاسته از تحريكاتي است كه از سوي قدرتهاي بزرگ و يا مهرههاي داخلي آنان خواه معاندان يا دوستان ناآگاه بوجود آمده تا به طريقي يك يا هر سه عامل كليدي فوق را نشانه رفته و تضعيف نمايند، اما آنچه تا كنون اين توطئهها را با شكست مواجه ساخته، آگاهي و رشد مذهبي – سياسي ملت بزرگ ماست كه توانسته است رسالت تاريخي خود را با آن همه مشكلات و كارشكنيها و فشارهاي سياسي – اقتصادي و نظامي تحمل نموده و به نحو احسن به پيش برد. اگر جوهره اصلي انقلاب را به حق برخاسته از جنبه اسلامي و مردمي بودن آن بدانيم، توام اين دو عنصر ذاتي انقلاب تنها در سايه اتحاد و وحدت كلمه همه گروهها از حوزوي و دانشگاهي و يا ساير گروههاي مردمي دست يافتني است كه در رسيدن به اين وحدت از مراد، شخصيتها، شهدا و انديشمندان متعهدي همچون: آيتالله دكتر مفتح، آيتالله دكتر بهشتي و آيتالله مرتضي مطهري و ... نقش بسزايي را ايفا نمودند، ليكن بعد از گذشت چند دهها از پيروزي انقلاب است لازم است تا بازتعريفي مجدد از «وحدت حوزه و دانشگاه» صورت پذيرد و تنها به برگزاري همايشها، كانونها و نشستهاي مقطعي و كوتاه مدت و يكبار در سال اكتفا نگردد. در اين راستا انجام اقداماتي در خصوص راهبردي كردن اين وحدت در انديشه و عمل و سعي در خروج از فضاي تئوري پردازي و تلاش جهت رسيدن به فهمي مشترك و كارآمد خواهد توانست براستي بر سخنان گرانبهاي حضرت امام خميني(ره) جامعه عمل بپوشاند. ايشان در سال 1346 شمسي اختلاف حوزه و دانشگاه را به غفلت و خواب گراني تشبيه نمودند كه بر اثر نغمههاي خوابآور عمال استعمار بر ملتهاي مسلمان تحميل گرديده و در مقابل پيوستگي اين دو قشر را اولين گام در راه آزادي ملتهاي مظلوم و زيردست و زيربناي رهايي از دست چپاولگران و عمال آن ميدانستند. ايشان ضمن آن كه روحاني و دانشگاهي را مكمل يكديگر توصيف مينمودند، بر هويت مستقل هر يك تاكيد داشته و آن را زيربناي استقلال جامعه ميدانستند: «استقلال كشور ما منوط به استقلال همين دانشگاهها و فيضيههاست». بنابر اين وحدت حوزه و دانشگاه به مفهوم وحدت و استقلال جامعه اسلامي است كه تامين نيازهاي ديني و دنيوي و نيل بر توسعه و پيشرفت بر آن وابسته است. در واقع وحدت حوزه ودانشگاه يعني وحدت در هدف و هدف، احياء و تقويت يك جامعه نمونه اسلامي پيشرفته، مستقل، خوداتكا و دينباور است كه در اين مسير انديشمندان و متخصصان حوزوي و دانشگاهي، نقشي تاثيرگذار، فعال وپيشرو را بر عهده دالرند.
حال با توجه به اينكه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي قرار گرفتهايم وامسال به دليل اهميت موضوع وحدت و جلوگيري از تفرقه و جدايي ميان مسلمانان اعم از شيعه و سني به اين نام، عنوان نهاده شده است، لذا لزوم دستيابي به پيش شرطهاي منطقي و كارساز در عمل جهت رسيدن به قله آرماني اين وحدت، برتمامي خوزويان و دانشگاهيان واجب وضروري است. چرا كه در اين ميان حوزه ميتواند به اوضاع فرهنگي دانشگاهها سامان دهد و دانشگاه نيز خواهد توانست در نقشي متقابل به شرايط علمي حوزه كمك كند تا اين دوبال علمي كشور به حركتي عظيم و بزرگ در تاريخ تمدن بزرگ اسلامي دست يازند و به پيام رهبر عزيزمان حضرت آيت الله العظمي خامنه-اي مبني بر دستيابي به قله-هاي رفيع علمي و توليد ات شگرف پژوهشي وتحقيقاتي در راستاي جنبش نرمافزاري لبيك گفته و همانطور كه در اوان پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي بر تمامي بدفهميهاي بوجودآمده ميان دو قشر دانشگاهي و حوزوي پايان داده شد اكنون نيز بر اين ايده استعمار يعني «حذف دين از دانشگاه و نهادهاي توليد علم» جامهاي از ياس بپوشانند، و براستي در عمل؛ حوزه علميه مصحح زندگي اجتماعي مردم و دانشگاه تسهيل كننده حركت ملت به سوي اهداف متعالي نظام اسلامي است و نهايت وحدت حوزه و دانشگاه ميتواند به تعبد متفكرانه و تفكر متعبدانه ختم گردد.