تبليغاتX
گاه نوشت
مجموعه مقالات و نظرات شخصي
 
هـنـگـامـي كـه فـردي در دوران جواني بسر مي برد، به او مي گويند: از بزرگترها تجربه بياموز وآن هنگام كه به سن كهولت مي رسد، خود لازم مــي بـيـنـد تـجـربـيـات و كـولـه بـار آمــوخـتــه هـاي خـود را در اختيـار عـلاقـه مـندان و مشتاقان علم
 
هـنـگـامـي كـه فـردي در دوران جواني بسر مي برد، به او مي گويند: از بزرگترها تجربه بياموز وآن هنگام كه به سن كهولت مي رسد، خود لازم مــي بـيـنـد تـجـربـيـات و كـولـه بـار آمــوخـتــه هـاي خـود را در اختيـار عـلاقـه مـندان و مشتاقان علم قرار دهـد و بـا ايـن كـار آرامـشي دروني يافته و گويي زكات علم را كه همانا نشر آن است ادا نموده است.
تـولـيـد علم و فـن آوري امري اسـت تـدريـجـي، و در بسياري از مـوارد تـجـربـي، لـذا مـتـنـاسـب بـا ظــرفـيـت و تـوان علمـي هـر فـرد، مـي تـوان او را ارزيـابـي وارزشـيابي كرد، در اين بين چهره هاي برجسته و اساتيد دانشگاهها مبرا نبوده وهر يـك مـتـنـاسـب بـا درجـه علمي و ميزان كتب تاليفي خود از جايگاهي در خـور شـان بـرخـوردار هـسـتند. چـنـدي اسـت بـحـث بازنشستگي اساتيد مطرح گرديده است، در اين زمـيـنـه لازم اسـت در ابـتـدا نگاهي اجـمـالـي به قوانين مربوطه و نحوه بـازنـشـسـت شـدن اعـضـاي هيات علـمـي دانـشـسـراهـا و دانشگاهها بــپـــردازيـم، بـــراســاس مـقــررات عـمـومـي دولـت، مـصـوبـه شـوراي عـالـي انقلاب فرهنگي و بخشنامه دكتـر معين — وزير علوم وقت در ســال 1381، بــازنشستگـي اسـاتيـد امـري طبيعي بوده و نمي توان از آن اجتناب كرد. پس از بخشنامه دكتر مـعـيـن، ايـن مـوضـوع بـه درسـتـي اجـرايـي نشـد كـه معـاون حقـوقـي وزارت علــوم، دكـتــر سيـد محمـد حسني علت آن را كمبود اعتبار لازم براي اعطاي پاداش به بازنشستگان برشمرده است.   

در حال حاضر، اين امر ميسر گـرديده است، بازنشستگي اساتيد دانـشـگـاهـها و اعضاي هيات هاي علمي تفاوت اندكي با بازنشستگي بـه معنـاي عـام دارد، يعنـي قـانـون بـــازنــشــســتــگـــي علـمــي ســن بازنشستگي را 65 سال تعيين كرده اسـت و ايـن اعـضـا بـا ورود به 65 سـالگي بازنشسته مي شوند، اما در صورتي كه دانشگاه تشخيص دهد عـضــوي كـه بـه سـن 65 سـالـگـي رسـيــده اســت وجـودش ضـروري اسـت و نـبـود آن خللـي در مسايل آمـوزشـي و پژوهشي ايجاد مي كند او را حفظ مي كند.   
در اين زمينه درجه علمي، كار آمـدي، سـرشـنـاسي، توان جسمي و... يـك استاد نيز سنجيده شده و اسـاتيد ممتاز و مبرز با يكديگر در نـحــوه بــازنـشستگـي تفـاوت پيـدا مـي كـنـنـد. اسـتادي ممتاز است كه تـوان علـمـي اش بـه حـدي رسيده باشدكه از طرف وزارت علوم به اين درجـه نـايـل آمـده بـاشد ولي استاد مـبـرز تـعـريف خاصي نداشته و به مـعـنـاي اسـتـاد بـرجـسـته از آن ياد مي شود. با توجه به اين مباحث، در كشـور ايـران بـرخي بازنشستگي را <مـرگ زودرس> مـي پندارند و اين امـر در روحيه آنها تاثير گذار است ولي در نهايت چاره اي نيست و روز هنگـامـي هـر فـردي به اين مرتبه از سن خواهد رسيد، حتي در جهان، استـادان ممتـازي كـه جـايـزه نـوبل گرفته اند نيز بازنشسته شده اند ولي بـــايــد مـقـتـضـيــات مــربــوط بــه بـازنشستگـان و شـرايط آسـايـش و راحـتي آنها را به گونه اي فراهم كرد كـه احـساس روحي مناسبي داشته باشند و سبب نگردد عده اي جهت رسيـدن بـه مقاصد سياسي و منافع حـزبـي و جنـاحـي خود با تحريك دانـشـجـويـان، جـو دانشگـاههـا را متشنج كرده، به گونه اي كه به جاي تجليل از اساتيد به پاره كردن عكس شـهــدا و تـخــريــب يــادواره آنـهـا بپردازند.

آيت الله عميد زنجاني، رييس دانشگـاه تهـران در ايـن رابطه گفته اسـت: مـديـريت دانشگاه از جناح بازي سياسي به دور است و آن را در مـديـريت دانشگاه اعمال نمي كند، هـمـچـنـيــن وي بـازنشستـه كـردن اسـاتيد بر اساس گرايشات سياسي آنـهـا را نـادرسـت خـوانـده واظهار داشـــتــــه اســــت: در لــيــســــت بـازنـشـسـتـگـي از راسـت راست تا چــپ چــپ حـضــور داشـتـنــد و گـزينشي از لحاظ مذهبي، سياسي و غيره مطرح نبوده است.
بـنـابـر اين بهتر است با مسأله بـــازنــشــســتــگـــي بــه صــورتــي شرافتمندانه و والامقام برخورد كرد و از هـر گـونـه نگاههاي سياسي به ايـن امـر اجـتـنـاب ورزيـد چـرا كـه سـاحـت علـم و دانـش آنقـدر رفيع اسـت كـه خـداونـد در اين باره قلم علما را بالاتر از خون شهدا دانسته اسـت. لـذا لازم است اساتيد جوان در كنار مشاوراني تجربه ديده ادامه طـريـق داده و انـدوختـه خـود را به دانشجـويـان انتقال دهند. مسئولان دانشگـاههـا نيـز بـه جـاست از اين اســاتـيــد بــازنـشـسـتــه بــه عنـوان مـشاوراني برجسته استفاده كافي و وافي را داشته باشند. انشاءا...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  | 

 

جدايي از امامت امت و روحانيت، گسست بين نسلها، دور شدن از آرمانهاي اصيل دانشجويي و مشاركت در جهت كسب قدرت و وابستگي به احزاب و جريانها از جمله موارد آسيب شناسي جنبش دانشجويي است ....
 
جدايي از امامت امت و روحانيت، گسست بين نسلها، دور شدن از آرمانهاي اصيل دانشجويي و مشاركت در جهت كسب قدرت و وابستگي به احزاب و جريانها از جمله موارد آسيب شناسي جنبش دانشجويي است .

حادثه 18 تير ماه سال 78 در واقع نقطه اوج ماهيت ساختارشكن جنبش دانشجويي به پشتوانه بخش درون حاكميت و گروههاي دوم خردادي است كه با بررسي آن مي توان به تغيير ماهيت ايدئولوژيك بخشي از جريان دانشجويي پي برد .


افراد تاثيرگذار هر كشوري عموما بـه چند دسته تقسيم مي شوند، افراد سـيــاســي، انــديشمنـدان، عـالمـان ونـظـريه پردازان و در كشور ما و ساير كـشـورهـاي اسـلامي روحانيون نيز بر ايـن افراد اضافه شده واز لحاظ ميزان اثـر بـخـشـي بـر تـحـولات سـيـاسـي، اجتمـاعـي جـوامع داراي نقشي حايز اهميت مي باشند، لذا همواره بخشي ازكشـورهـاي سكـولار و غيـر مـذهبي سعـي داشتـه انـد تـا بـا جـدايي افكني ميان دو قشر دانشگاهي وروحانيت از پـيــونـدوانسجـام تئـوريـك ميـان آنهـا جلوگيري به عمل آورند. دانشجويان وفــرهـيـخـتـگــان هــر كـشــور اگـر بـا تعليمات مذهبي و ديني همجوش و هـم سنـخ گـردنـد، دسـت در دسـت عـالـمـان مـذهـبـي خود، جامعه را به سـمـت بـيدارسازي عمومي و رسيدن بــه رشــد مــادي و مـعـنـوي هـدايـت خـواهنـد كـرد، لـذا مهمتـريـن بحـث پـيـرامـون جـنـبش دانشجويي اززمان پـيـدايـش تـا كـنـون را مـي توان حول مـحــور ديــن مــداري يـا اعـتـقـادات غيرديني تقسيم بندي نمود.

بــا بــررســي مــاهـيـت پيـدايـش دانـشـگـاهها و تغيير اين ماهيت طي دورانـهـاي مـخـتلـف مـي تـوان اذعان داشـت پـيـدايـش دانـشـگـاه، قـبل از انقلاب ودر زمـان رضـاخـان صـورت گـرفت و از همان ابتدا ماهيتي غربي داشـت، حـسنعلي منصور، يكي از چـهـره هـاي پـرورش يـافـتـه دانـشگاه رضـاخـانـي اسـت، در ايـن دانـشگاه سـعـي مي شد علاوه بر اين كه انسان، غربي پرورش يابد با اسلام نيز ضديت داشـتـه بـاشـد لـذا مـحـوريـت عـمده فعاليت آن ضد اسلامي بود، همچنين در دوره اي ديــگــر شــاهــد حـضــور شـــوروي هــا و كـمــونـيـســت هــا در دانـشـگـاههاي ايران هستيم، در اين دوره رضــاخــان فــروريـخـتــه بــود و غـربـي ها، انگليسي ها و فراماسونرها درگـيـر جـنـگ بين المللي دوم بودند، لـذا مـي تـوان دريافت ماهيت جنبش دانـشـجويي قبل از انقلاب، ماهيتي كاملا ضد اسلامي به شمار مي آيد.

نهضت امام خميني(ره)، نقطه شـروع و تـحـول در مـاهـيـت جـنبش دانـشـجويي است به گونه اي كه دوره دو ســالــه 56 و 57 را مــي تـوان دوره خــــاص اوج نــهــضــــت ديــنـــي و مردمي دانست و دانشجويان به عنوان بـخـشـي از مـردم بـه هـمـراه اسـاتـيد، مـحـيطي اسلامي و مذهبي با تكيه بر شـعـار اسـتقلال، آزادي، جمهوري اســلامـــي حــضـــرت امــام(ره) را در دانشگاهها بوجود آوردند.

بنابر اين بروز انقلاب اسلامي در ايـران، نـقطه عطفي در تغيير ماهيت ايـدئـولـوژيـك جـنـبش دانشجويي و حركت در راستاي پيوند دانشگاهيان بـا روحـانـيـت و رسـيدن به جامعه اي مـتـعالي بر موازين شرع مقدس اسلام مـحـسـوب مـي شـود. دانـشـجويان و دانـشـگـاهـيـان نـيـزبـه تـبـع اين تغيير هـويـت نـقـشـي بـسزا را در تحولات آغـازين انقلاب به همراه رهبر فرزانه خود ايفا نمودند.

انـقـلاب دوم يـا به عبارتي ديگر تسخير لانه جاسوسي، نمونه اي بارز از استكبار ستيزي آنهاست. هدايت و فــرمــانــدهــي جنـگ نـاجـوانمـردانـه تـحـمـيلـي بـا عـراق را جـوانـان بـويژه دانـشگاهيان عهده دار بودند، بعد از جـنـگ نـيـز نـيـروهـاي مـتـخصص و كـارآمد به سازندگي، عمران و آبادي كشور عزيزمان مبادرت ورزيدند، لذا در دوره اي خاص، اين جنبش نقش پـيـشـبـرد اهـداف اوليـه نـظـام نـوپـاي اسـلامـي را به نحو احسن به سرانجام رسانيد، در واقع سال هاي 62 تا 76 را مي توان دوره آرام دانشگاهها برشمرد بـه گـونـه اي كـه در ايـن دوره، اسـاتيد غـربي چندان نفوذي ندارند، فضاي دانـشگاه، فضاي غربگرايي و ابتذال نـيـسـت و دوره راهـكارهاي جديد با ابـهـامـات و سـردرگـمـي هـاي خاص خـــودش اســـت، لـيـكــن جـنـبــش دانشجويي از سال 76 به گونه اي اوج ظـهــور گــروهـهـاي اصلاح طلـب بـا مـحـوريـت فـردي روحـانـي به عنوان ريـيـس جـمـهـور شـد، در ايـن دوره چهار ساله كه تا سال 80 ادامه مي يابد، وقــايـع و اتفـاقـاتـي خـاص در درون دانشگاه به وقوع مي پيوندد، حادثه 18 تـيـر مـاه سـال 78 در واقـع نـقطه اوج مـاهـيـت سـاخـتـار شـكـنـانـه جـنبش دانـشـجـويي به پشتوانه بخش درون حـاكـمـيت و گروههاي دوم خردادي است كه با بررسي اين ماهيت مي توان بـه تـغـيـيـر در آرمـانـهـاي انقلابي اين جـنبش از ابتداي انقلاب تا تيرماه78 دست يافت.

مـاهـيـتـي كه در بررسي عمل و عـوامـل آن نكات حايز اهميتي نهفته اسـت و بـه وضـوح در آن انـحراف از اهـداف و آرمـانـهـاي انـقـلابي و عدم وحدت با قشر روحاني نظام و در راس آن مـقــام مـعــظـم رهـبـري بـه چـشم مي خورد، ماهيتي كه هر چند زودگذر و فـريبنده بود ليكن اثراتي را بر جاي گـذاشـت تـا در آينده جنبش، نقشي اصلاحي داشته باشد، اصلاح از اين جـهـت كـه بـا بـازكـاوي بـه وقـايـع آن دوران، به آسيب شناسي حركت خود بـيـشـتـر بـپردازد و در منش و حركت واقـع بـيـنـانه اش، تامل بيشتري را به خـرج دهـد در آسـيـب شـنـاسـي ايـن مقـطـع زمـاني لازم است به موارد ذيل اشاره اي كوتاه و گذرا داشته باشيم:

1– جـــدايــي از امــامــت امــت وروحانيت:

انحـراف در مـرجعيـت فكري و انـــديـشـــه اي بـخـشـــي از جـنـبـــش دانـشـجـويـي سـبـب گـرديـد مباحثي چون: حكومت غير ديني جايگزين حـــــكــــــــــومــــــــــت ديـــــنــــــــــي (سـكــولاريـسـم)مـهـمـتــريــن شعـار سـردمـداران آن بـاشـد، بـعـنوان مثال عـبـدالـكـريم سـروش يـكي از تئوري پـردازان دوم خـرداد ضـمـن تـحـريك دانـشـجـويـان و تـضـعـيف ايمان آنها نـسـبـت بـه مـراجـع ديـنـي مـي گويد: <مـسـئـولـيـت شـمـا دانـشـجويان يقه گـرفـتـن اسـت نـه تقليد كردن. اشتباه نـكـنـيــد و ايـن روح را در يـكـديـگـر نـدميـد.>1 درواقـع دشمنـان و عوامل آنـان در كشـور خـواستـار ارتبـاط بين دانـشـجــويــان بـا روشنفكـران غـرب زده انـد كـه همواره اصول اسلام را زير ســئـــوال بــرده و خــواسـتــار حــذف مـرجـعـيـت و روحـانـيـت مـي باشند. اكـبـرگـنـجـي در گـفـتـگو با هفته نامه تـوقـيـف شـده <تـوانـا> سـعي دارد به دانشجويان القا كند كه خوراك فكري خـود را از روشـنـفـكران بگيرند، وي مي گويد: <روشنفكران، نسل جوان ومـطـبـوعـات سه ضلع مكمل پروسه اصلاح طلب هستند. طبقه روشنفكر تـولـيـد مـعرفت مي كند، نقد مي كند. مصرف كننده هم همان دانشجويان و نـسل جوان هستند، توزيع كننده هم مــطـبــوعــات و نـشـريـات و كـتـابـهـا هستند.>2

حــال آنـكـه انقلاب اسلامـي بـه مـعناي پايان رويارويي دانشجويان با حاكميت بود و از آن زمان به بعد دفاع از حكومت ديني ومرجعيت و امامت امـت كـه در ولايت فقيه متبلور شده يـكـي از مـهـمـترين وظايف حساس جـنـبـش دانـشـجـويي است. جنبش دانـشـجـويـي مـذهب نياز به پذيرش اصـل امـامـت دارد. مـهـمـتـرين نقطه ضعف جنبش دانشجويي را مي توان بـه بـي تـوجهي به اصل امامت متذكر شـد، البتـه ايـن مساله به معناي عدم تــوجــه جـنبـش دانشجـويـي بـه نقـد سازنده و ناصحانه حاكميت نيست.

2– فـاصلـه گـرفـتـن از نسل اول انقلاب

گسست بين نسلهاي اول، دوم و سوم انقلاب از جمله اقداماتي است كـه اسـتـكـبـار جـهـانـي و مـزدورانش جـهــت تـضـعـيــف پـايـه هـاي نـظـام جــمـهـــوري اسـلامـــي بـــر آن پـــاي مي فشارند. جدايي نسل اول انقلاب كه ايجاد كننده و موسس آن بوده است با نسل دوم و به نوبه خود نسل سوم، سـبب مي گردد، تفكرات و آرمانهاي امـام راحلـمـان (ره) نـه تـنـهـا به وقوع نـپـيـونـدد بلـكه شايد بر خلاف آن به حــركــت درآيــد. علــي افـشـاري در راستـاي تقـويت اين هدف دشمن به گــذشـتــه پــر افـتـخــار حــركـتـهــاي دانشجـويـي ايـران پشـت كـرده وگفته است: <دانشجوي امروز ما با گذشته خـود مـرتبط نيست و اعتقاد چنداني هم ندارد كه بر مبناي تصميم پيشينيان عمل كند.>3

3– دور شـدن از آرمانهاي اصيل دانشجويي ومشاركت در جهت كسب قدرت و امتياز طلبي

آرمـــــان گـــــرايـــــي يـــكــــي از شاخصه هاي بارز جنبش دانشجويي اسـت. از مـظـاهـرآرمانگرايي مي توان اسـتكبـارستيـزي، استبـداد ستيـزي و عـدالت خواهي رانام برد. مقام معظم رهـبـري در بـاره آرمـان هاي حركتهاي دانـشـجـويـي فرموده اند: <جنبش يا حـركـت دانـشـجـويـي بـايـد بـدنـبـال آرمـان هـا يعنـي عـدالـت، مسـاوات، آزادي هــاي مـعـنــوي و اجـتـمـاعـي، عزت و سرآمدي ملي و سر آمد شدن در جهان باشد و صداقت و صفا را در درون خود حفظ و نهادينه كند.>4 اما در آن دوره از فـعــالـيـت دانشجـويـي (مقطع بين سالهاي 76 تا 80) بخشي از جـنـبش دانشجويي از آرمان گرايي فاصله گرفت و به نوعي به مصلحت گرايي و فاصله گرفتن و مشاركت در جهت كسب قدرت و امتياز طلبي تن داد. الـبـته اين جنبش پس از چندين تـجـربـه تلـخ و عواقب ناپسند آن در جهت بازسازي ساختاري، رفتاري و تـشـكـيلاتي خويش برآمد و پيدايش طيفي از دفتر تحكيم منتسب به طيف شيراز نمونه بارز اين بخش از جنبش است، همچنين كليت اين جنبش نيز بـاحـركـت در مـسير مطالبات به حق مـردمـي. ساختار شكنان را در موضع اقليت قرار داد و در پرونده هسته اي و انـتـخابات سوم تير و عدم همراهي با افراطيون دوم خردادي و ملي مذهبي پرونده اي قابل قبول از خويش بر جاي گذاشت.

4– وابـسـتـگـــي بـــه احــزاب و جريان ها

از آن جــا كـه اهـداف و مـاهيـت بـرخـي از احـزاب بـا جـنـبـش اصـيـل دانـشـجـــويـــي در تـعـــارض اســت دانشجـويان فعال در اين جنبش لازم است از فعاليت و عضويت رسمي و تشكيلاتـي در ايـن گروهها بپرهيزند. متاسفانه يكي از مسايلي كه در كارنامه جـريـان دوم خـرداد اثر منفي بر جاي گــذاشــت استفـاده ابـزاري ازجنبـش دانـشـجــويــي و ايـجــاد الـتـهـاب در دانـشـگـاههـا بـراي پيشبـرد سيـاسـت فـشار از پايين و چانه زني از بالا بود. بـنــابــر ايـن دانـشـجـويـان در ضـمـن اسـتـقـلال بـايـد نسبـت بـه ايـن نكتـه حـسـاس بـاشند. جنبش دانشجويي آن زمــان بـه رسـالـت تـاريـخـي خـود مي تواند عمل كند كه حفظ اقتدار نظام اسلامي، ارزش هاي اسلامي و راه امام و رهبري را وجهه همت خود قرار دهد و دســت رد بــه سـيـنــه نـامحـرمـان و نااهلان زند.

لذا جنبش دانشجويي آن هنگام خـواهدتوانست نقشي موثر و سازنده در تـحــولات سـيــاسـي، فـرهـنـگـي واجتمـاعـي كشـور داشته باشد كه در بـرگيـرنـده عنـاصـر صـادق، دلسوز و انقلابي و وفادار به آرمانهاي انقلاب و امـام و رهبـري بـوده و بـا هوشياري و آگـاهـي كـامـل به پياده نظام بي منطق جــريــان كــور و خـشــونـت طلـب و تـجــديــدنــظـر خـواه مـبـدل نـگـردد. انشاءالله .


پي نوشت ها
:

1- هفته نامه پيام هامون، شماره 35

2- هفته نامه توانا، شماره 52

3- روزنامه انتخاب، 22/6/78

4- روزنامه جمهوري اسلامي 2/12/78

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  | 


هيـات نـظـارت بـر تشكلهـاي دانـشـجــويـي بـر اسـاس مـصـوبـه شـوراي عـالـي انقلاب فرهنگي در تـاريـخ 28 آبـان مـاه سـال 1370 از نـمـايـنـده دفـتـر شـوراي نمايندگان مقام معظم رهبري در هر دانشگاه، رييس يا نماينده رييس دانشگاه و نـماينده
 
هيـات نـظـارت بـر تشكلهـاي دانـشـجــويـي بـر اسـاس مـصـوبـه شـوراي عـالـي انقلاب فرهنگي در تـاريـخ 28 آبـان مـاه سـال 1370 از نـمـايـنـده دفـتـر شـوراي نمايندگان مقام معظم رهبري در هر دانشگاه، رييس يا نماينده رييس دانشگاه و نـماينده وزارت علوم، تحقيقات و فـنــاوري يــا بـهـداشـت، درمـان و آمـوزش پـزشكـي به منظور بررسي صـلاحـيـت تشكلهـاي اسلامـي در دانـشـگــاهـهــا و اعـضــاي هـيـات موسس آن تشكيل شده است.
ايـن هيات در واقع از بالاترين مـسـئـــولان ذيـــربـط بـــامـســايــل دانشجويي در هر دانشگاه تشكيل گرديده است تا بتواند نظارت خود را بـر فعـاليتهـاي سياسي، فرهنگي و... تشكلهـاي مـوجـود و ارزيـابي آنها با قانون موجود در دانشگاهها اعـمــال نمـايـد، لـذا در ايـن راستـا عده اي معتقد به لزوم اين هيات در دانشگاهها نبوده و فعاليت آن را در تـقـابـل بـا فـعاليتهاي تشكل متبوع خـود مـي دانند، عده اي ديگر نيز با احـتـرام بـه وجـود چـنـيـن هـيـاتي، فـعــالـيـت آن را لازم و در راسـتـاي تـقــويــت و پــايــداري تشكلهـاي مـوجـود و جلـوگـيـري ازانـحـرافات احتمالي تشكلها دانسته و بر وجود آن هـيـات اعـتقاد دارند، همچنين عـده اي ديـگـر نيز بر اين باورند كه لازم است نماينده اي از دانشجويان در هـيـات نـظـارت بـر تـشـكلهاي دانشجويي عضويت داشته باشد تا بـتـوانـد مسايل دروني و مشكلات موجود را به صورتي بهتر و شفافتر مطرح نموده تا دررفع آن موارد اقدام نمايند.   
لـــــذا در ذيـــــل بـــخـــشــــي ازصــحــبــتـهــاي نـمــايـنــده هــاي تشكلهاي موجود در دانشگاهها پيرامون اين موضوع آورده شــده اســت تــا راهـگـشـاي وظـايـف، اختيـارات وعملكرد اين هـيـات نـاظـر در دانشگـاههـا قـرار گيرد.   

تشكيل خانه تشكلهاي دانشجويي   
يــك عـضــو شـوراي مـركـزي طيـف شيـراز دفتـر تحكيم وحدت گفـت: تشكـل هـاي دانشجويي از فـعــالـيــت تشكيلاتـي و آمـوزشـي اعضاي خود غافل شده اند و ساز و كـاري بـراي پرداختن به مشكلات درونـي ايـجـاد نـكـرده انـد. هـر گـاه تشكـل ها نتوانند به حل اختلافات از درون بپـردازنـد، نـاظـر بيروني و هيـات نـظـارت تسلط بيشتـري بـر روي تشكلها خواهند داشت.
احمد علمشاهي در خصوص نقـش هيات نظارت و عملكرد آن، بـيــان داشـت: بـا تـوجـه بـه اينكـه بـالاتـريـن مـراجـع دانشگاهي براي عضويت در هيات نظارت انتخاب شـده انـد، ولـي سـاز و كـاري كه در هيات نظارت وجود دارد منطقي و دقـيق نيست، مطمئنا مراجع پايين تــري مــي تــوانـنــد بـه مـشـكـلات تشكلهاي دانشجويي بپردازند.
اين فعال دانشجويي، تشكيل خــانـه تشكـل هـاي دانشجـويـي را بـراي تـشـكلـهـا الـزامـي دانـسـت و گفـت: اگـر چنيـن خـانـه اي وجود داشتـه باشد تا بر تشكل ها نظارت كـنــد، نـمــايـنــدگــان دانشجـويـي مي توانند بهتر فعاليت كنند. كمبود فـضـاي دانـشـجـويـي در اعـضـاي هيـات نـظـارت احسـاس مـي شود. مطمئنا با وجود اعضاي دانشجويي از حـقـوق تشكلهـاي دانشجـويـي بهتر دفاع خواهد شد.

جنبش دانشجويي در مسير اصلي خود حركت كند تا با هيات نظارت اصطكاك پيدا نكند
يــك عـضــو شــوراي تـبـيـيـن مـواضـع بـسـيـج دانشجويي گفت: جـنـبـش دانشجويي بايد در مسير اصلـي خـود حركت كند تا كمترين اصـطـكـاك بـيـن نظارت و جنبش دانشجويي به وجود آيد.
مـهـدي اقـراريـان بـا بـيـان اين مــطلــب اظـهـار داشـت: رسـالـت اصلـي جنبـش دانشجـويي حركت در مسير خواسته هاي بر حق مردم و تحقق عدالت اجتماعي است.   
وي افـزود: اعضاي تشكلهاي دانـشـجـويـي بـهـتـريـن افـراد براي تحقق عدالت اجتماعي در جامعه خـواهـنـد بـود، مـطمئنا حركت در مدار قانون هميشه تاثيرگذار است.
مـسـئـول بـسـيـج دانـشـجويي دانـشـگاه آزادتهران مركز بيان كرد: اگر تشكل هاي دانشجويي در مدار قـانـون حـركت كنند، تعارضي بين هـيــات نــظــارت و تـشـكــل هـاي دانشجـويـي به وجود نخواهد آمد. اگـر بـر روي مجمـوعـه اي نـظارت وجـود نـداشتـه باشد، ممكن است مجموعه از مسير اصلي خود خارج شود.
اين فعال دانشجويي بيان كرد: سـرلـوحـه كـار هيـات نـظـارت بايد حركت بر مدار قانون باشد و اگر از سـوي هيـات نـظـارت رايـي صادر مي شود بايد آن را پذيرفت. مطمئنا اعـضـاي تشكـل هـا قـانـون هيـات نظارت را مي دانند و عمل به حكم صادره از سوي هيات نظارت امري واجب است.
وي در باره سخت گيري هيات نـظـارت در چـنـد مـاه اخير گفت: آنچه كه باعث سخت گيري بيشتر هيات نظارت در چند ماه اخير شده اســت، خــارج شـدن تـشـكلـهـاي اسـلامـي از رسـالـت اصلـي خـود و عـمـل نـكـردن بـه اساسنامه تشكل بوده است.

اعضاي هيات نظارت بر تشكل هاي دانشجويي بايد متعهد باشند
عضـو شـوراي مـركـزي جامعه اسلامـي دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتي گفت: وجود هيات نظارت بـر تشكلهاي دانشجويي ضرورت دارد و نظارت اين هيات بر عملكرد اعـضـاي تـشـكلـهـا كـاري عقلاني است.   
سـيد محمد علوي با بيان اين مـطلـب اظـهـار داشـت: زمـانـي كه تـشـكلــي ايـجــاد مــي شــود بــايـد بـرنـامـه هـاي اصـولي داشته باشد و اعضـاي هيات نظارت بر تشكل ها بايد مراقب باشند تا اين تشكل ها و بـرنامه ها مقطعي نباشند و در طول راه با انحراف روبرو نشوند.   
وي بـيــان كــرد: در بعضـي از تـشـكلـهـا بـه دلـيـل فـقـدان هيات نـظـارت قوي، تشكل ها با انحراف روبـرو شـده و بـه اسـاسـنـامـه خود پايبند نيستند.
علــوي افـزود: افـرادي كـه در گـذشتـه بـرخـي تشكـل ها را شكل دادنــد افــرادي انـقـلابــي، متـديـن ومعتقد به انقلاب اسلامي بودند اما عــملـكــرد اعـضــاي بـعــدي ايــن تشكل ها نشان دهنده تغيير اهداف و آرمان ها بوده است. يكي از دلايل مـنـحـرف شـدن تـشـكل ها، فقدان هيات نظارت قوي است.
ايـن فـعال دانشجويي با اشاره بـــــه آرمـــــان هـــــاي جــــامــعــــه اسـلامـي دانـشـجويان و كاركرد آن، افـزود: اسـتـفـاده از تجربه اعضاي هيات نظارت و همچنين نظارت بر دفاتر جامعه اسلامي باعث پايداري و پـايـبـندي اين تشكل به اصول و آرمانهاي اوليه شده است.   
علـوي نقش هيات نظارت بر تـشكل هاي دانشجويي در حركت در مـسـيـر صـحـيـح را بـسـيار مهم دانـسـت و گـفـت: اعـضـاي هيات نظارت بايد متعهد باشد و تشكل ها را راهـنـمــايــي كـنـنــد تـا اعـضـاي تـشـكــل هــا از حـركـت بـه سمـت آرمان هاي اصلي خارج نشوند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  | 

 

آغـاز سـال تحصيلـي جـديد و شـروع علـم آمـوزي مجـدد در همـه مـقـاطـع تحصيلي به جامعه شور و نشاط خاصي را تزريق مي كند، مهر مــاه، فـصــل بـه يـاد مـانـدنـي بـراي دانـش آمـوزان و دانشجويان، امسال قـريـن بـا شـروع ماه پر خير و بركت رمـضــان .....
 
آغـاز سـال تحصيلـي جـديد و شـروع علـم آمـوزي مجـدد در همـه مـقـاطـع تحصيلي به جامعه شور و نشاط خاصي را تزريق مي كند، مهر مــاه، فـصــل بـه يـاد مـانـدنـي بـراي دانـش آمـوزان و دانشجويان، امسال قـريـن بـا شـروع ماه پر خير و بركت رمـضــان گـشـتــه اســت و صفـايـي دوچـنـدان را به مشام طالبان علم و مـعرفت مي رساند. چه خوب است اين تقارن ميمون را ارج نهاده و آن را سـبـب فـعاليت دوچندان خود قرار دهـيم تـا بـا روحـيـه اي بـشـاش و بـا انـگـيـزه اي لبـريـز از كسـب علـم بـه دانـش انـدوزي پـرداخـتـه و درهـاي بسته سئوالات و معماهاي خود را با كليد معرفت و آگاهي بگشاييم.

در اين ميان نقش دانشگاهها و دانـشـجــويـان رشتـه هـاي مختلـف علـمــي بـسـيــار حــائـز اهـمـيـت و سـرنـوشـت ساز است، دانشجوياني كه از ثمر و ميوه درخت علم ارتزاق مـي نـمـايـنـد و شـخصيتي را بوجود مـي آورنـد كـه بـتوانند در آينده اي نه چندان دور، خود ثمرده به ديگران و اقشار مختلف جامعه باشند، در اين اثني توجه بيشتر و كيفي تري نسبت بـه دانـشـجـويـان جـديـد الورود لازم است تا آنها با قرار گرفتن در محيطي متفاوت از دوران دانش آموزي خود، بـتـوانـد خـود را بـا شـرايط موجود و قوانين ومقررات جديد وفق دهند و بــه بـهـره كـافـي و لازم از امـكـانـات دانشگاه دست يابند.   
با توجه به اين اوصاف در ذيل بـه مـواردي اشـاره شـده اسـت كـه تا حــدودي راهـگشـاي دانشجـويـان، مـسـئولين و دست اندركاران مسايل دانـشـگــاهـي كـشـور اسـت و بـا بـه كــارگـيـري و تلاش در جهـت آنهـا خــواهـنــد تــوانـســت تــا حـدودي مـشـكـلات مـوجـود را مـرتفـع و راه تــولـيــد علـم و رشـد دانـشـجـويـان راهموارتر سازند.

لزوم تبديل علم گرايي به گفتمان مسلط جامعه   
مــدتــي اســت رهـبــر فــرزانـه انـقـلاب، در ديـدارهـاي عـمومي و خــصـــوصـــي خـــود در مـحــافــل دانــشــجـــويـــي و قــشـــر نــخـبــه كـشــور،بـحــث تـوجـه بـيـشـتـر بـه علـم گـرايـي و تـوليـد دانش رامطرح نموده اند، جهاد و تلاش در راه علم را بـه <جهاد علمي> نام بردند و راه يــادگـيــري را در جـهـاد و كـوشـش بـرشـمردند. سپس تحقق جمعي و گـروهـي ايـن جهـاد را در جنبـش و حـركـتـي دسـتـه جـمعي به <جنبش نـرم افـزاري> تـعـبـيـر نـمـودنـد و راه مـانـدگـاري و ثبـات آن را در تبديل شــدن بــه <نـهـضـت تـوليـد علـم> يـادآور شـدنـد، اخـيـرا نيز در ديدار روسـاي دانـشـگـاهـهـا، مـوسـسـات آمــوزش عـالـي ومـراكـز تحقيقـاتـي سـراسـر كـشـور، بر لزوم تبديل علم گـرايـي و علم مـحـوري بـه گفتمان مسلط جامعه در همه بخشها تاكيد نمودند و به واقع تنها راه دستيابي به سـنـد چـشم انـداز بيست ساله براي رسـيـدن بـه رتبه اول علمي منطقه، تـبـيـيــن <نـقـشــه جــامـع علـمـي> مهمتـرين نياز امروز كشور ماست و بــايــد بــا تــرسـيـم آن و بــر اسـاس زمـانبندي و با راهبردي مشخص به سـطـوح بـالاي دانـش روز و جهش علمـي دسـت يـابيـم، در ايـن راستا نقـش دولـت، شوراي عالي انقلاب فــرهنگـي و مجـامـع تصميـم گيـر و تـصـمـيم سـاز در ترسيم فرايند رشد علـمــي كـشــور قــابــل اهـمـيـت و تـاثيرگذار است و لازم است تا با در اخـتـيــار قــرار دادن مـنــابــع مــالـي وبـودجـه اي تحقيقاتي در اين زمينه بـه حـمـايـت از پـژوهـشگران جوان ونـخـبـه اهـتـمـام ورزيم، هـمچنين پـرداخـتـن بـيـش از پـيش به توسعه پاركهاي علم و فناوري در كشور در دسـتـيـابـي بـه فرايند رشد علمي كه تـمـامـي مـقـاطـع تحصيلي را در بر مي گيرد امري اجتناب ناپذير است.   
بنياد نخبگان و تاسيس آن يكي ديـگـر از مـواردي بـود كـه بـا روندي كنـدو تـدريجـي شكل گرفت ليكن اثــري مــطلــوب جـهــت دلگـرمـي مـحـقـقـان وپـژوهـشـگـران و ايجاد تـحـرك جدي در آنها داشت و لازم اسـت حـمـايـتـهاي بيشتري در اين زمـيـنـه صورت پذيرد تا اين بنياد به مـحفل و باشگاهي جهت تبادلات اطـلاعـات علـمـي و فناوري كشور تبديل شود.

حضور جريانهاي مختلف و سالم سياسي در دانشگاهها   
يكي ديگر از مسايلي كه همواره از بدو تاسيس دانشگاهها شاهد آن بـوده ايم وجود يك سري جريانهاي فـكــري و سـيــاســي مـتـنــاسـب بـا مقتضيـات زمان در دانشگاهها بوده اسـت كـه بيشتـر پـايگاهي خارج از دانـشگـاه و بـرگـرفتـه از تفكـرات آن گروه، حزب يا سازمان داشته است. دانـشـجــو بـه عنـوان قشـر جـوان و پوياي هر جامعه نمي تواند خود را از صحنه تعاملات سياسي و اجتماعي دور نگه دارد و به گونه اي براي وي لازم است تا با داشتن آگاهي و فهم صـحـيـح سـيـاسـي، عـرصـه را براي مــحــيــط بــعــــد از دانــشــگــــاه و فـارغ الـتـحـصـيلـي اش، آماده و مهيا نـمـايـد، لـيـكـن بـرخي از گروهها و جـريـانـات سـيـاسي ممكن است از دانشجو به عنوان <ابزار و پياده نظام مقاصد سياسي> خود استفاده كنند كـه آسـيـب هـاي جـدي را به بدنه و پيكر جنبش دانشجويي واردخواهد نمود. از اين رو رهبر عزيزمان در اين باره فرموده اند: <بايد در دانشگاهها زمـيـنـه اي ايـجـاد شـود تا جريانهاي سـيـاسـي دانـشـجـويي بدون تبديل شـدن بـه ابـزار گـروهها و جريانهاي سياسي خارج از دانشگاهها، ضمن بـالا بردن فهم سياسي خود در كنار تـلاش علـمـي، قـدرت شـنـاسـايـي مغـالـطـه هاي سياسي و تحليل هاي فريبنده را بيابند و روحيه پايبندي به منافع ملي رانيز تقويت كنند.>   
بنـابـر ايـن لازم اسـت جرياناتي سالم و هم سو بااهداف و آرمانهاي انـقـلاب اسـلامــي در دانـشـگـاههـا حـضــور جــدي داشـتـه بـاشـنـد تـا فضـايـي پـر نشـاط و آگـاهي بخش سـيــاسـي جهـت هميـاري و انتقـاد سـازنـده بـا مـسـئـولان نـظام و دولت فراهم شود.  
 
تعميق بينش ديني و حفظ وحدت و وفاق در فضاي دانشگاهها   
يـكـي از مـهـمـتـريـن اولـويـتـهاي فـرهـنـگـي و ارزشـي كـه لازم است در دسـتــور كــار روسـاي دانـشـگـاهـهـا و مسئـولان مـرتبط با مسايل دانشجويي قرار گيرد بحث بينش و معرفت ديني و حفظ وحـدت و وفـاق در دانشگـاهها اسـت، به گونه اي كه ضرورت اين امر مــوجــب گـرديـده اسـت رييـس نهـاد نـمـايـنـدگـي مـقـام مـعـظم رهـبري در دانـشـگــاهـهـا بـا تـوجـه بـه آغـاز سـال تحصيلي جديد، در بيان اولويت هاي فرهنگي نهاد به اين نكته اشاره نمايد. حـجــت الاسلام والمسلميـن محمـد مـحـمـديان در اين رابطه اظهار داشته اسـت: <تـعـمـيـق بـيـنـش جـوانان در فضاي دانشگاهي، در استقلال ملت، كشور و پيشرفت و تعالي اين مرز وبوم موثرتر خواهد بود، وي ادامه داده است كـــه حــفــظ وفـــاق و وحــدت مـيــان مـجـمـوعـه هـاي مـختلف دانشگاهي جــزو اولــويـتـهــاي كـاري مـحـسـوب مــي شــود چـرا كـه نقـاط مشتـرك بيـن مـجـمـوعـه هـاي مـخـتلف بسيار زياد است و با دست گذاشتن بر روي اين نـقــاط مـشـتـرك مـي تـوان هـمـدلـي و هـمصـدايـي را در دانشگـاههـا بيشتـر كرد.   

نظارت و ارزيابي دانشگاهها   
بــررسـي عملكـرد و ميـزان تـوان علـمـي و بررسي عملكرد وميزان توان علمي وآموزشي موسسات آموزشي و دانـشـسـراهـا و دانـشـگـاهـهـا اقـدامـي شايسته به حساب مي آيد كه به ارتقاء سـطح فعاليتهاي كيفي هرمجموعه اي مـي انجـامـد. نـظـارت مستقيـم و غيـر مـستقيم بر نحوه اقدامات و ارزشيابي دانـشـگـاهـهـا در مـعـيـارهاي مختلف مي تواند نقشي موثر در هدايت جامعه علـمي كشور به سمت تدوين <نقشه جامع علمي> داشته باشد.   
وزيـر علوم، تحقيقات وفناوري، سال تحصيلي جديد را سال نظارت و ارزيابي دانشگاهها اعلام كرده است و در ايـن بـاره گـفـتـه اسـت: <در صـدد هستيم تا بر تمامي واحدهاي آموزش عـالـي نظارت داشته و عملكرد آنها را بـررسـي كنيـم. همچنين آقاي شيري، نـمــايـنـده مـردم بنـدر عبـاس و عضـو كـمـيسيون آموزش مجلس نيز با بيان ايــنــكـــه طــرح بـحــث نــظــارت بــر دانـشـگـاهـهـا از سـوي وزيـر علـوم به مـعناي نظارت بر دانشگاههاي دولتي اسـت اظـهـار داشـتـه اسـت: از طـريق شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي توان نظارت را هم بر دانشگاههاي دولتي و هم آزاد اعـمـال كـرد، وي هـمـچـنـين يادآور شده است بهترين كار، نظارت بر كيفيت آموزش در دانشگاههاست.   

واگذاري خدمات دانشجويي به دانشجويان   
يـكـي از راهـهاي برقراري تعامل بـيـشـتـر بـيـن دانـشجويان و كارگزاران دانشگاه، ارايه خدمات دانشجويي به دانشجويان است.
مــحـمــود مـلابــاشــي، مـعــاون دانشجويي وزارت علوم در اين رابطه خـبـر از واگـذاري يـكـسـري خدمات دانـشـجــويــي از جـملــه: خــدمــات غـذاخـوري، بـوفـه، زيراكس، نظافت و.. بـه دانـشجويان را داده است، وي گـفـتـه اسـت: از اول مـهـر مـاه امـسال بــرنــامــه هــايــي بــراي تـعـامـل بيشتـر دانـشـجـويـان با كارگزاران دانشگاه در نـظـر گـرفته شده است، وي همچنين اقدامات فرهنگي موثر جهت برقراري تـعـامـل بـيـشـتـر دانـشجو با كارگزاران دانـشـگـاه را بـر ايـجـاد انـجـمن خانه، خـوابـگـاه و خـانـه فـرهـنـگ بـرشمرده است.

انجام برنامه ريزيهاي لازم جهت دانشجويان جديد الورود
دانشجويان جديد الورود به نوبه خـود داراي يـكـسـري پـيـچيدگي ها و سـئـوالاتـي نـسـبـت بـه مـحـيط جديد تـحـصـيلـي شـان مـي باشند، كه اگر به طــور صـحـيــح و مـنــاســب بــه آنـهـا پاسخ هاي لازم داده نشود ممكن است در ايـن دانشجـويـان ايجـاد استرس و اضطراب هاي كاذب نمايد و بهداشت روانـي دانشجـو را بـه خـطـر بيـاندازد. دكتـر محسـن اسلامـي، مدير كل امور فـرهنگي وزارت علوم با اشاره به ويژه برنامه هاي اين وزارتخانه براي استقبال از دانـشـجــويـان جـديـد الـورود گفتـه است: وزارت علوم برنامه هايي را براي اسـتـقـبال از دانشجويان جديد الورود تـصـويـب كـرده است كه بر اساس آن بسته هايي به دانشجويان ارائه مي شود كه حاوي مطالبي در خصوص معرفي دانـشـگـاه، آيـيـن نـامـه هاي آموزشي و دانــشــجـــويـــي و ســـايــر مـبــاحــث دانـشـگـاههاست. وي در ادامه اظهار داشـتـه اسـت: در ايـن راستا كتابي در حــوزه حـقـوق و اخلاق دانشجـويـي تـدوين شده كه در اختيار دانشجويان قـرار خـواهـدگـرفـت. مـديـر كـل امـور فــرهـنـگــي وزارت علــوم هـمـچنيـن تـصـريـح كـرده اسـت: بـه دانـشگاهها پيشنهاد شد تا با هدف ايجاد فضاي با نــشــــاط بـــراي كـــاهـــش اســتـــرس دانشجـويـان جديد الورود، برنامه ها و اردوهايي يك روزه را با حضور هيات ريـيـســه دانـشگـاه بـراي دانشجـويـان جديد الورود برگزار كنند.

شناساندن سيره نبوي به دانشجويان   
بـا تـوجـه بـه نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال پـيـامـبر اعظم(ص) و اهميت ويژه به ايــن مـقــولــه لازم اســت مـسـئـولان و دسـت اندركاران مسايل دانشگاهي به اين امر توجهي اي وافر داشته باشند و با اجـراي برنامه هايي درزمينه شناساندن ســيـــره نـبـــوي در ابـعـــاد مـخـتلـــف اجتماعي، اخلاقي و سياسي به نحوي در جـهــت نــزديــك تــر شــدن امـت اسـلامــي و دانشجـويـان جهـان اسلام بكوشند. در موقعيتي كه دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام درصددند تا با ايـجـاد تـفرقه و نفاق ميان امت واحده اسلام، اختلاف، جنگ و خونريزي راه بـيـانـدازنـد، انـجـام برنامه هاي مشترك مـذهبي ميان دانشجويان جهان اسلام بـا مـحـوريـت رسـول اعـظم(ص) در معـرفـي چهـره واقعـي و راستين اسلام نقشي بسزا خواهد داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  | 

 

مـدتـي اسـت كـه از آغاز به كار دانشگـاههـا و مـراكـز آمـوزش عالي مــي‌گــذرد و بــه هـمـيـن منـاسبـت، تــشــكلـهــا، گــروهـهــا، احــزاب و شـخـصيتهاي مختلف دانشجويي، سـياسي و علمي در اعلام مواضع و بــيــانـيــه‌هــاي خــود،
 

مـدتـي اسـت كـه از آغاز به كار دانشگـاههـا و مـراكـز آمـوزش عالي مــي‌گــذرد و بــه هـمـيـن منـاسبـت، تــشــكلـهــا، گــروهـهــا، احــزاب و شـخـصيتهاي مختلف دانشجويي، سـياسي و علمي در اعلام مواضع و بــيــانـيــه‌هــاي خــود، بــه بــررســي راهـكـارهاي علمي و عملي جنبش دانـشـجـويـي در سال اخير پرداخته انـد، هـچـنـيـن تـقـارن آغـاز بـه كـار دانشگـاههـا و شـروع سال تحصيلي جديد با ماه مبارك رمضان نعمتي را حـاصل گردانيد تا اساتيد و اعضاي هـيـات‌هـاي علمـي دانشگـاههـا در ديدار با رهبر فرزانه انقلاب اسلامي به بيان ديدگاهها و نقطه نظرات خود پـرداخـتـه و از رهـنـمودهاي مدبرانه ايـشـان اسـتـفـاده نـمـايند تا در سال تحصيلي جديد با توان و برنامه‌هايي هـدف مـنـد در خـدمـت رسـانـي به جـامـعه دانشجويي كشور موثر واقع شوند، در اين اثني نكاتي چند حائز اهـمـيــت اســت كــه بــررسـي آنـهـا خــواهــدتــوانـسـت در تبييـن شيـوه وعـملـكــرد مـسـئــولـيــن ذيـربـط و هـمـچـنـيــن دانـشجـويـان فعـال در عـرصه علم و فرهنگ مفيد به فايده قرار گيرد. ‌ ‌

تك صدايي يا تعدد تشكلهاي دانشجويي؟
دانـشـگـاهـهـا محفل و جايگاه مـنـاسـبـي براي بيان عقايد يانظرات مـــخـــتلـــــف وآراي مـــتـــفـــــاوت دانشجـويـانـي اسـت كه در تضارب فكـري و عقيـدتـي بـا يكـديگـر قرار دارنـد و محلي است مناسب جهت تمرين، خودسازي و عيب يابي، تا با اتكـا بـه تجربيات به دست آمده در طــي مــدت دانـشـجـويـي بتـوان بـه نحـوي شايسته‌تر به جامعه خدمت كـرد، لـذا نـه تنها بر تعدد تشكلها و گـروههـاي دانشجـويـي ايرادي وارد نيسـت بلكـه ايـن امكـان را بـوجـود مـي‌آورد تا رقابتي سالم و سازنده در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، سـياسي و... ميان دانشجويان رونق بگيرد، البته شرط لازم جهت تحقق ايـن رقـابـت سالم احترام به قانون و دوري از هر گونه تشنج و درگيري در فـضــاي آرام علـمــي و فــرهـنـگــي دانــشــگــاه را طلــب مــي‌نـمــايــد، هـمـچـنين تشكلها با نقد سازنده نه مـخـرب مسئولان و دست اندركاران دولـتـي و كـشوري خواهند توانست در پـيـشـرفـت و ارتـقا سطح كمي و كـيـفي امور جاري جامعه مثمر ثمر واقـع شـوند، با توجه به اين اوصاف لازم اسـت مشخص شود كه تحليل ابراهيم يزدي و همفكرانش از وجود محدودسازي فعاليتهاي دانشجويي در دانـشـگـاهـها چيست كه آن را به عـنـوان مـصاديق آسيب‌هاي جامعه دانشگاهي نام برده وراه برون رفت از ايـن مـشـكـلات را صـبـر و مقاومت جنبش دانشجويي مي‌دانند؟ آيا اگر فـعـاليت دانشجويان در دانشگاهها بر مبنا و معيار قانون انجام شود، اين تشكلها محدود شده‌اند و لازم است جـزو آسيب‌هاي جامعه دانشگاهي از آن يـاد نمود؟ البته عدم پيروي از قـانـون و سـربـاز زدن از مـعـيـارهاي دانـشـجـويي را مي‌توان جزو آسيب محسوب نمود نه پيروي از آن را!
 
تربيت ديني و تقويت هويت اسلامي — ايراني دانشجويان ‌ ‌
يكي از مهمترين شاخصه‌هاي دانشجـو در ايـران اسلامي، ارزشي بـودن فـراگيـري علم و تحصيل آن اسـت؛ وحدت حوزه و دانشگاه از آنـجـا نشات گرفته است كه علم و ديـن بـه مـثـابـه دو بال جهت پرواز انـسـان مـتعالي در محوريت است لذا تقويت هويت اسلامي — ايراني دانـشـجويان يكي از مواردي است كـه مـسـئـولان دانشگاههاي ما لازم اســت روي آن ســرمــايــه‌گــذاري كـلان‌تـري  داشـتـه بـاشند نه مانند گروهك به اصطلاح نهضت آزادي كـه در بـيـانـيـه آغاز سال تحصيلي خود، فشارها و آسيب‌ها به جامعه دانشگاهي را در قالب پروژه‌اي ضد فــرهـنـگـي دانـسـتـه كـه بـه شـدت پيگيري مي‌شود! در اين راستا بهتر اســـت آقـــاي ابـــراهـيـم يــزدي و همفكـرانـش تعـريـف دقيق‌تري از فـرهنـگ را ارايـه دهند تا مشخص شود كه اين فرهنگ مدنظر ايشان و همفكرانش بوده كه اين چنين آنها را ناراحت نموده است؟
 
دوران گذار تشكلهاي دانشجويي ‌ ‌
عـده‌اي از سـيـاسيون و فعالين دانـشجويي ممكن است اين دوره از فـعـالـيـت جـنبش دانشجويي را دوره‌اي آرام و بـي‌تـحـرك تـحلـيـل نـمــاينـد، ليكـن واقعيـت امـر ايـن اسـت كه در اين دوره، دانشجويان در حـال گـذار بـه سـمـت ثـبات و شـكـل گـيـري علـمـي وفـرهـنـگـي هستند، دانشجوياني كه مدتي قبل آلت دست و ابزار برخي گروهها و احــزاب بـيــرون از دانشگـاه شـده بـودنـد امـروز، ديـگـر نمي‌خواهند بـازيـچـه سياست ورزي سياسيون خـارج از دانشگاه قرارگيرند، بلكه درصدند تا با پيروي از رهنمودهاي رهـبـر عزيزشان، شكستن مرزهاي كنوني علم ورسيدن به جايگاه اول علمـي جهـان را در 50 سـال آينـده هـدف قـرار دهـنـد، آنـهـا ديـگر از گـروهـهاي اصلاح طلب آمريكايي و غـربزده متنفرند و هيچ علاقه‌اي بــه رونـد فـكـري و سـيـاسـي آنـهـا نـــدارنـــد، چـــرا كــه اصـلاحــات آمـريكـايـي در ايـران مـرده است و نتيجه‌اي معكوس را براي طراحان خود به ارمغان آورده است.
 
ارتباط متقابل دانشجويان با خارج از دانشگاه ‌ ‌
دانـشـجـويان رشته‌ها ومقاطع مـخـتلـف دانـشـگـاهي با برقراري ارتـبـاط سـالم بـا مـحـيـط بيرون از دانـشـگاهها از منظرهاي گوناگون خـواهـنـد تـوانـسـت توانايي بالقوه خـود را بـراي ورود به عرصه كار و اشـتـغــال آيـنــده آمـاده نـمـايـنـد و دانشگاهها نيز لازم است توانايي و قوت كافي را براي ايجاد اين ارتباط كسـب نمـاينـد، حـال ايـن ارتبـاط مي‌تواند سياسي باشد و يا صنفي، بـهـر صـورت دانـشـجـو مـقـطـعي خـاص را در اين محيط مي‌گذراند و مـهـمـتــريــن هــدف بـراي وي، مــوفـقيـت در عـرصـه خـارج قـرار خــواهــد داشــت، لــذا بــر دسـت انــدركــاران و مـسـئــولان مـجـامـع فـرهـنـگـي، علـمـي، سـياسي و... تـشـكلـهـاي دانـشجويي و احزاب كـشـور اسـت تا اين ارتباط متقابل ودو جــانـبــه را مـيـان دانـشـجـو و فـرايندهاي پيش روي او به نحوي احـسـن بـوجـود آورنـد و هـدايـت گـروهـي در رسيدن به ايراني آزاد، آباد و شاد اسلامي باشند. ‌ ‌
انشاءالله
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  | 


بــررســي فعـاليـت و عملكـرد جـنـبـش دانـشـجـويـي كـه شـامـل: تشكلهـا و اعضـاي آنهـا، نهـادها و ســازمــانـهــاي خــارج از دانـشگـاه ومرتبط با مسايل دانشگاهي، بخش دانـشجويي احزاب و ازهمه مهمتر خـود دانـشـجـويـان مي‌شود ....

بــررســي فعـاليـت و عملكـرد جـنـبـش دانـشـجـويـي كـه شـامـل: تشكلهـا و اعضـاي آنهـا، نهـادها و ســازمــانـهــاي خــارج از دانـشگـاه ومرتبط با مسايل دانشگاهي، بخش دانـشجويي احزاب و ازهمه مهمتر خـود دانـشـجـويـان مي‌شود، نشان دهــنـــده آن اســـت كـــه مـحــافــل دانشجويي ازلحاظ ثبات و پايداري اجتماعي به مرحله‌اي رسيده‌اند كه تـوان اثـرگـذاري و ايـجاد حركتهاي صحيح و سالم سياسي را مي‌توانند دنـبـال نـمـايـنـد، لـيـكـن لازم است تـحـولـي به سمت پيشرفت و ترقي در آنها بوجود آيد. ‌ ‌

تحولي كه البته با هرج ومرج و بـي‌قـانـونـي هـمراه نبوده وبر مبناي جـريـانـات اصـيـل اسلامي ونبوي، هـدايتگر دانشجويان و دانشگاهها باشد. لازمه اين تحول، خواستن و اراده فـردي هريك از دانشجويان و بــازنـگـري در روشـهـا و عـملـكـرد جنبـش دانشجـويـي طي چند سال اخيـر اسـت. البتـه يـادآور مـي‌شود چـنــد صـبــاحــي اســت بـرخـي از سياسيون صحبت از ركود و رخوت سـيـاسـي در دانـشگاهها مي‌كنند و علـت آن را تلاش‌هاي يك عده‌اي مـي‌دانـنـد كـه مـي‌خـواهـند جنبش دانشجويي را به مصلحت‌انديشي، محافظه كاري و بي‌انگيزگي سياسي سـوق دهـنـد، از آن جـملـه محسن آرمـيـــن، سـخـنـگـــوي ســـازمـــان مـجــاهـديـن انـقـلاب اسـلامـي در گفـت‌وگـويـي اذعـان داشتـه است: متـاسفـانـه در حـال حـاضـر شـاهد تلاش سـازمـانـدهـي شـده‌اي بـراي ايـجــاد فـضــاي بـسـتــه در سـطـح دانـشـگــاه، جنبـش دانشجـويـي و نهادهاي دانشجويي هستيم.> لازم اسـت از ايشان پرسيد آن هنگام كه در دوران دوم خـــرداد و ريــاســت جــمــهـــوري آقـــاي خـــاتــمـــي، دانشجـويان ودانشگاهها در حيطه نفـوذ و اثـرگـذاري بيشتـر شما بود، چـرا از <انسـداد سيـاسـي> و بسته بودن فضاي دانشگاهها مي‌گفتيد و اكنون نيز همان حرفهاي قديمي را تكـرار مـي‌نماييد،آيا لازم نيست در تفكـرات خـود تجـديـد نظر نماييد ويـك بـازنگـري در عملكـرد وسير حركتي خود داشته باشيد؟ بخشي از جـنـبـش دانـشجويي در دوره‌اي تـحـت تـاثـيـر بـرخي افكار سازمان يـافـتـه خـارج از دانـشـگاه از مسير اصلـي و اصـيـل خـودخـارج شـد و اكـنــون در بــازشـنــاسـي فكـري و ايـدئـولـوژيـك خـود، دچـار آرامش سـيـاسـي شـده اسـت. ايـن جـنبش ودانشجويان تاثير گذار آن، دوره‌اي را پشت سر مي‌گذارند كه لازم است بـــا مــنـــطـــق و عــقــل گــرايــي و خـردجـمعي، تحولي شگرف را در راسـتـاي سـنـد چـشم‌انـداز 20ساله نـظـام ايـجـادنـمـايـند، جهاد در راه علـم، تــلاش در جـهــت تـحـقــق نـهـضــت نـرم افـزاري و تـولـيـدات علـمــي و پـيـشــرفــت بــه سـمـت معيارهاي ويژه جمهوري اسلامي و داشـتـن حـرفـي نـو در زمـيـنـه‌هاي اخلاق، معنـويـت،انسـان دوستـي، عواطف انساني و همه وهمه تنها با مـديـريـت مـجموعه نخبگان حوزه ودانـشـگــاه مـيـســر خـواهـدبـود و تشكلهـاي دانشجـويي مي‌توانند با آگاهي بخشي سياسي و اجتماعي بـه دانشجـويـان وروشنگـري اذهان آنـهـا، مهمتـريـن وظيفـه ورسـالـت خـود را بـه نـحـوي ايـفـا نـمايند كه هـدايـت فـكري جامعه راعهده دار شـونـد. جـنـبش دانشجويي اكنون در حـال گـذرانـدن تـحـول و تـغيير اسـت و چـون با تفكرات شكست خــــورده عــــده‌اي بــــاصــــطــلاح اصـلاح‌طلـب در مـغـايـرت اسـت، نـمـي‌تـوان گفـت دچـار ركـود شـده است؟
هـمـچـنين با توجه به نزديكي انـتـخـابـات شوراهاي اسلامي شهر وروستا وخبرگان رهبري، تشكلهاي دانــشــجــويــي نـقـشــي بـســزا در دانشگاهها را عهده دار مي‌باشند و لازم اسـت بـا دعـوت از شـخصيتها وكــانــديــداهــاي مـطـرح و ايـجـاد كـرسـي‌هـاي نقـد و نـظريه‌پردازي، فضاي رقابتي سالم و آگاهي بخش را در دانشگـاههـا بوجود آورند و با كار در زمينه‌هاي صنفي و علمي در كـنـار مسـايـل سيـاسـي بـه بـررسـي معضلات و مشكلات رو در روي دانـشـجـويـان پـرداخـته و به عنوان مـجـمـوعـه‌هـايـي دلـسوز و پيگير، مسايل دانشگاهها را دنبال نمايند. ‌ ‌
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15  توسط فريد شهاب  |